و من يک مدت نبودم شايد هم بيشتر
در اين چند روز که من مشغول بدست آوردن يک لقمه نون حلال بودم چند اتفاق مهم افتا داول اون توطئه استکبار جهانی (امريکای جنايتکار عزيز) بود که چند تا دیش ماهواره بی ناموس و کنار هم گذاشت و اسمشو گذاشته هاارپ و با اون کاری کرد که تو هاییتی زلزله بیاد و اون چین کمونیست و اروپای بی غيرت از سرما یخ بزنه .
دومین اتفاق اون جیمز کامرون بود که خدا اون رو هدایت کرد تا مثله چند سال پیش فیلم اون کشتی بی ناموس را نسازه وبجاش یه فیلم سه بعدی بسازه تا اون جوان بی غيرت در آمریکا اون رو ببینه و کف و سوت بزنه و بحران اقتصادی و بیکاری از یادش بره البته من با اين فیلم مخالفم چون اون مرد تایلندی که قلبش ضعیف بود اون رو دید و سکته کرد و مرد.
سومین اتفاق اون هدفمند کردن یارانه ها بود که من از روی همین صندلی شکسته میگم که یارانه همون سوبسید بوده و سوبسید یک کلمه اجنبی بوده که اگه یه نفر سه بار پشت سر ...
براي ديدن هفته نامه در اندازه واقعي بر روي آن كليك كنيد.
شاید یکی از مواردی که باعث بالا رفتن سن ازدواج پسرها بشه ازش یاد کرد داغ بودن بازار روابط آزاد جنـ سـ ی باشه ، شاید هم نباشه .
يکی از دوستان تا همین اواخر درگير و مشغول پرسه زدن تو همین قسم بازارها بود و همین امر باعث شده بود که به جرگه پیره پسر ها بپیونده تا اينکه به لطف پيگيری های مداوم خانوادش - که جا داره از همین تریبون ازشون تشکر کنم که از تو خیابون جمعش کردند - دلش گير کرد و تن به ازدواج داد .
همین چند شب پیش مراسم عروسیش بود و نمی دونید که یار مبارک بادش از اون یار مبارکباد ها بود . تا جایی مبارکباد بود که من عروس را به زحمت شناختم چون همه از عروس عروستر بودند و من چند روزی دلم عروس می خواست که به لطف تحویل نگرفتن خانواده ام کسالت عروس خواستنم برطرف و ختم بخیر شد .
عروسی که تموم شد و نوبت به عروس کشون رسید من تازه فهمیدم که کله خری و حروم زادگی دوستم نه تحت تاثیر محیط بوده و نه از بابت ...
یکی از عادت های گاهآً به درد بخور و بعضاً توهین آمیز گوگل در هنگام سرچ کردن ارائه بیشترين گزينه های سرچ شده به عنوان پیشنهاد متناسب با آنچه مینویسیم است .
مثلاً اگر بنویسیم" فیلم" ، شیطان بلافاصله تو جلدش میره و دنبالش حرف بی ناموس میزنه
یا اگه بنویسیم" آموزش" ، حشرش میزنه بالا و باز حرف بد مینویسه
یا وقتی مینویسیم خواهر یا مادر یه چيزایی مینویسه که شایسته مادر و خواهر خودشه . تف به روت بیاد گوگل که به هیچ کی رحم نمی کنی نه به مادر، نه به خواهر، نه به دختر دایی ،نه دختر عمو
من امشب واسه علم آموزی و بالا بردن مهارت های فنی خیر سرم اومده بودم نت اما تو نا رفیق منو به یه جاهایی کشوندی که من یکهو یکطوری شدم . و من از زوی همین صندلی شکسته اعلام میکنم که با تو مخااااالفم .
عکس مرتبط- برای دیدن عکس در اندازه واقعی بر روی آن کلیک کنید
متاسفانه همکاري دارم از جرگه اونوث که به دليل گرفتن يه مدرک مهندسي به خودش اجازه ميده از زمين و زمان انتقاد کنه از پوشش آدما گرفته تا طرز راه رفتن و لهجه و ... خلاصه به نوعي سر خودش معطله
يه روزي همين خانم که قيافه خوبي نداره اما در عوض هيکل خوبي داره از من پرسيد بنظر شما ظاهر يه دختر چقدر واسه پسرا مهمه من يه لحظه موندم چي بگم که بهش بر نخوره با کمي مکث دلم و زدم به دريا و گفتم بنظر من آدم لامپ و که خاموش ميکنه مهم اون چيزيه که مياد توي دستش و به نوعي با حسه لامسه احساسش ميکنه
لبخند نافذش که حکایت از رضايت از چیزی که شنیده بود را داشت به من نشون داد که در مکالمه با خانم ها فقط کافيه چيزي رو بگي که اون دوست داره بشنوه و نوع کلمات بکار رفته اصلاً مهم نيست بلکه مضمون بايد مورد پسند باشه .
چند شبی بود که در خیابانها به بهانه انتخابات تا پاسی از شب بودم ، هم برای طرفداران احمدی نژاد بوق میزدم و هم برای طرفداران میر حسین ، اگر دختری از موج سبز از اتولی دیگر دستش را به نشانه پیروزی بالا می آورد من هم می آوردم تا با لبخندی بدرقه ام کند اما هرگز موج سبز من را در بر نگرفت شبها از همه پوستر در ماشینم سراریز میشد جز انکه می خواستم و امروز بعد از دوم خرداد رای خود را به شیخ اصلاحات دادم .
رای من از سر تنفر نبود که فلانی نباشد هر که میخواهد باشد یا از سر تقلید که چون همه را موج سبز در بر گرفته من هم همرنگ جماعت شوم رای من استنتاجی از عقایدم بود و اگر جز این بود هرگز در صف طویل شعبه اخذ رای نمی ایستادم بقول بعضی ها رای من شایدسوخته باشد امیدوارم دل موج سبزی ها نسوزد از رایی که امروز دادند .
امروز شخصیتی رو دیدم که منو برد به سالها پیش . تو میوه فروشی چشمم افتاد به یه خانم پنجاه و چند ساله که خیلی آشنا میزد زیر زیرکی نگاش کردم میدونستم میشناسمش اما نمی دونستم کیه یه دفعه چشمم افتاد به دختری که همراش بود و همون وقت یه چی تو کله م دینگ صدا کرد و شناختمش ، طرف معلم چهارم دبستانم بود بنده خدا مثله پژو RD که یه صد هزار تایی دویده باشه تکیده بود اما خدایی دخترش کپی پیست مادرش بود با یه سری آپشن اضافه تر، بو عطرش از 6 کیلومتری قوی تر از تارو مار عمل ميکرد .
صدامو صاف کردم رفتم جلو سلام کردم برگشت نگام کرد و زياد محل نداد پشت بندش سريع گفتم خوبيد خانم بهرامی اينو که گفتم دقيق شد تو چهرم و گفت تو از شاگردای من بودی گفتم بله بنده افتخار شاگردی شما رو داشتم تو فلان مدرسه بعد یکم تعارف از کار و بارم پرسيد و اينکه چی خوندم منم سريع جواب دادم بعد واسه اينکه بهتر منو بياد بياره گفتم خانم بهرامی من تو همون کلاسی ...
اين عکس صريحآً نشان دهنده اين موضوع است که رانندگان عزيز ما چقدر به اصلاح الگوی مصرف اهميت ميدهند سه خودرو سبک و دو خودرو سنگين فقط با يک راننده در در اين محور حرکت ميکنند حتی اين عکس میتواند الگوی خوبی برای برطرف کردن ترافيک شهری و برون شهری و صرفه جویی در حامل انرژی باشد .
اين عکس توسط گيجعلی و با مشقت بسيار گرفته شد .
سلام
من یک مدت نبودم چون امسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زيارت - به حج عمره رفتم و فقط خدا میداند که گیجعلی حاج علی شد یا نه
هر سفر با دنیایی از علامت سوال شروع میشود و با کوله باری از تغییر نگرش و تجربه پایان میپذیرد . به محض ورود به سرزمین عربهای بادیه نشین سابق، تفاوت ها را احساس میکنی از همان باند فرودگاه گرفته تا ساختمان های بتنی حساب شده و ظریف و اتول های به روز و فرهنگ رانندگیشان و بزرگراههای عریض و کثرت زیر گذر ها و روگذر ها و همه وهمه میفهمی که نخیر عربها تکانی خورده اند و بادیه نشینی و ملخ خوری را درسایه پول نفت به تجدد تبدیل کرده اند .
اما آنچه مهم بود روح معنوی سفر بود که هر کس به قدر پیمانه خویش از آن بهره میبرد . کاسب گران فروش محله مسجدالحرام را جز سنگ و چوب نمی دید و شاید به حج آمده بود تا با کسب اجازه از خدا در مراجعت به وطن هر غلطی که دلش میخواهد بکند و مادر مومنه ایی هم مسجدالحرام را ...
من خواب بودم اس و مس اومد که امسال کلاه قرمزی و آقای مجری و حتی اون استکبار جهانی سال نو رو تبریک گفتند و تو هنوز نگفتی و من خیلی شرمنده شدم و عرق شرم به من جاری شد اما من مقصر نیستم چون امسال صدا و سیما سال تحویل توپ در نکرد و سرنا و دهل هم نزد و من متوجه نشدم که سال نو شده ویک پیام هم میدم یه اون امریکای جنایتکار عزیز که امسال سال نو رو به ما تبریک گفت : ای امریکا تو اگر واقعاً آدم شدی یک اسم اسلامی برای خودت انتخاب کن مثله اون محمدعلی که مشت می زد و بعدبه اون جنیفر و هیلتون و کیدمن بگو دامن های بلند تر بپوشند و اين اينترنت بی ناموس را خودت مثله آدم تعطیل کن و اون وقت بیا با من عید مبارکی و روبوسی کن .
و من می خواستم به کلاه قرمزی هم یک پیام بدم اما دوستان گفتند کلاه قرمزی نوستالوژی و چیز خوبی هست و من نفهمیدم نوستالوژی چه معنی میده اما من با اسمهای اجنبی و کمونیستی مثله ...