<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: بابا آب داد</title>
	<atom:link href="http://gijali.com/?feed=rss2&#038;p=39" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://gijali.com/?p=39</link>
	<description>روزنوشت های طنز یک گیجعلی</description>
	<lastBuildDate>Mon, 06 Sep 2010 10:20:11 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0</generator>
	<item>
		<title>با: amin</title>
		<link>http://gijali.com/?p=39&#038;cpage=1#comment-220</link>
		<dc:creator>amin</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://gijali.com/?p=39#comment-220</guid>
		<description>جالب بود
لذت بردم
بابا هم آب داد و هم نداد
اینم می شه!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جالب بود<br />
لذت بردم<br />
بابا هم آب داد و هم نداد<br />
اینم می شه!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شب نویس</title>
		<link>http://gijali.com/?p=39&#038;cpage=1#comment-201</link>
		<dc:creator>شب نویس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://gijali.com/?p=39#comment-201</guid>
		<description>بابا خیلی چیزهای دیگه هم داد که اگه اینجا بنویسم هم واسه خودم شر میشه و هم واسه این دوست گیجعلیمون!!!
گیجعلی جان،این پست آخرم دستمایهء خوبیه واسه مطالب قشنگت،بیا ببین و نظرت رو بگو و بعد هر جور دوست داشتی در موردش قضاوت کن.
قربانت</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بابا خیلی چیزهای دیگه هم داد که اگه اینجا بنویسم هم واسه خودم شر میشه و هم واسه این دوست گیجعلیمون!!!<br />
گیجعلی جان،این پست آخرم دستمایهء خوبیه واسه مطالب قشنگت،بیا ببین و نظرت رو بگو و بعد هر جور دوست داشتی در موردش قضاوت کن.<br />
قربانت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: خلیل جلیل زاده</title>
		<link>http://gijali.com/?p=39&#038;cpage=1#comment-200</link>
		<dc:creator>خلیل جلیل زاده</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://gijali.com/?p=39#comment-200</guid>
		<description>سلام 
اگر مایل به امداداین شاعرونویسنده ی رنجدیده هستید لطفا استمدادمرا یک تا سه روز دروبلاگتان بگذارید تادوستان ببینند وبه یاریم بیایند ودرضمن ایمیلهای مراهم مطالعه بفرمایید وجزدستان شما دستی نیست به گشایش خفت گره این معما پس جانا به امدادم بیا...بااین عنوان 
شبیه تنهایی
وب سایت    پست الکترونیک

نویسنده: خلیل جلیل زاده


شعرزیبای زیر از خلیل جلیل زاده است.از اولین مجموعه شعر اوشبیه تنهایی که پس از چاپ فروش نرفته وحالا شاعر مانده وشعر هایی که تنها خواننده اش خود اوست...





زائری هستم از نیای فروهران جامه ام آفتابیست
سفرهای زیادی مرا با خود آشنا کردند سفر صفرِ یک آغاز، سفر یک خواب صمیمی
سفر یک رود، سفر کرکسی به اوج قله ی شکوه
سفر مردی شبچران ،سفر زنی که سفره اش رنگین ازمردار عاطفه بود
و در تمام این سفرهازائری بودم با نیاز آتش
و جامه ام آفتابی بود

زمانی تشنه ام بود ،انگشتانم دستچاله ای شد
تا گنجشکی روی آن اشک بریزد
و من سیرابِ اشکِ پرنده شدم
شده است
زیر آلاچیق سبزی مهمان شب پره ای باشم
شده است 
بارها تلخی وحشت را در آغوش خفتکی بچشم
چند بار از 
بنفش زارِ نفرت گذشتم
هیبت یک دایره را دور زدم 
یک بارعقربی دیدم که کلوخی را نیش می زد
و آفتاب پرستی که آفتاب کورش کرده بود
و آواز تذرویی شنیدم 
که بی هنگام خواب جنگل را می ربود
و از بشارت روز در ناف شبی سیاه خبر می داد 
من از نماز سرد، رمز نیایش آموختم
جنون رادر شاخسارهای یک بید پریشان جستجو کردم

و از کالار ته خانه ی یک رود
نشان از ایستادگی گرفتم
و در تمام این سفرها
زائری بودم
محتاج نور با جامه ی آفتابی
وقتی به راه افتادم
هنوز موبدی نمی دانست چند گل آتش تا اهورا باقیست
و هنوز آدم در سرابِ اورنگ مانده بود
من براه بودم
از خواب بودا گذشتم
جایی موسی عصایش را گم کرده بود
و گاوی به چریدن در مرتع پوشالی جهود مشغول بود
من از برق کند کارد فهمیدم که در دامان ابراهیم 

فرزندی به مسلخ نخواهد رفت
و از مادری باکره دانستم کلید بغض غنچه ها چیست
مرزهای رسالت را در نوردیدم
و فهمیدم در عصر چوبینه ها باید به خاتم ختم شد
و فهمیدم
می شودجایی که همه دار و برگ و سنگند
پولاد بود
و پولاد ماند
و هنوز در راهم
و زائری هستم
از نیای فروهران
با نیاز آتش
و هنوز جامه ام 
آفتابیست




اگر شما هم مثل من از این شعر خوشتون اومده به آدرسهای زیر بروید.



http://www.shoolan.blogfa.com/</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
اگر مایل به امداداین شاعرونویسنده ی رنجدیده هستید لطفا استمدادمرا یک تا سه روز دروبلاگتان بگذارید تادوستان ببینند وبه یاریم بیایند ودرضمن ایمیلهای مراهم مطالعه بفرمایید وجزدستان شما دستی نیست به گشایش خفت گره این معما پس جانا به امدادم بیا&#8230;بااین عنوان<br />
شبیه تنهایی<br />
وب سایت    پست الکترونیک</p>
<p>نویسنده: خلیل جلیل زاده</p>
<p>شعرزیبای زیر از خلیل جلیل زاده است.از اولین مجموعه شعر اوشبیه تنهایی که پس از چاپ فروش نرفته وحالا شاعر مانده وشعر هایی که تنها خواننده اش خود اوست&#8230;</p>
<p>زائری هستم از نیای فروهران جامه ام آفتابیست<br />
سفرهای زیادی مرا با خود آشنا کردند سفر صفرِ یک آغاز، سفر یک خواب صمیمی<br />
سفر یک رود، سفر کرکسی به اوج قله ی شکوه<br />
سفر مردی شبچران ،سفر زنی که سفره اش رنگین ازمردار عاطفه بود<br />
و در تمام این سفرهازائری بودم با نیاز آتش<br />
و جامه ام آفتابی بود</p>
<p>زمانی تشنه ام بود ،انگشتانم دستچاله ای شد<br />
تا گنجشکی روی آن اشک بریزد<br />
و من سیرابِ اشکِ پرنده شدم<br />
شده است<br />
زیر آلاچیق سبزی مهمان شب پره ای باشم<br />
شده است<br />
بارها تلخی وحشت را در آغوش خفتکی بچشم<br />
چند بار از<br />
بنفش زارِ نفرت گذشتم<br />
هیبت یک دایره را دور زدم<br />
یک بارعقربی دیدم که کلوخی را نیش می زد<br />
و آفتاب پرستی که آفتاب کورش کرده بود<br />
و آواز تذرویی شنیدم<br />
که بی هنگام خواب جنگل را می ربود<br />
و از بشارت روز در ناف شبی سیاه خبر می داد<br />
من از نماز سرد، رمز نیایش آموختم<br />
جنون رادر شاخسارهای یک بید پریشان جستجو کردم</p>
<p>و از کالار ته خانه ی یک رود<br />
نشان از ایستادگی گرفتم<br />
و در تمام این سفرها<br />
زائری بودم<br />
محتاج نور با جامه ی آفتابی<br />
وقتی به راه افتادم<br />
هنوز موبدی نمی دانست چند گل آتش تا اهورا باقیست<br />
و هنوز آدم در سرابِ اورنگ مانده بود<br />
من براه بودم<br />
از خواب بودا گذشتم<br />
جایی موسی عصایش را گم کرده بود<br />
و گاوی به چریدن در مرتع پوشالی جهود مشغول بود<br />
من از برق کند کارد فهمیدم که در دامان ابراهیم </p>
<p>فرزندی به مسلخ نخواهد رفت<br />
و از مادری باکره دانستم کلید بغض غنچه ها چیست<br />
مرزهای رسالت را در نوردیدم<br />
و فهمیدم در عصر چوبینه ها باید به خاتم ختم شد<br />
و فهمیدم<br />
می شودجایی که همه دار و برگ و سنگند<br />
پولاد بود<br />
و پولاد ماند<br />
و هنوز در راهم<br />
و زائری هستم<br />
از نیای فروهران<br />
با نیاز آتش<br />
و هنوز جامه ام<br />
آفتابیست</p>
<p>اگر شما هم مثل من از این شعر خوشتون اومده به آدرسهای زیر بروید.</p>
<p><a href="http://www.shoolan.blogfa.com/" rel="nofollow">http://www.shoolan.blogfa.com/</a></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شیخ عیسی ابوزید</title>
		<link>http://gijali.com/?p=39&#038;cpage=1#comment-196</link>
		<dc:creator>شیخ عیسی ابوزید</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://gijali.com/?p=39#comment-196</guid>
		<description>سلام
در مورد بعضی چیزا دستم به شوخی نمی ره ... اما شعر جالبی بود .
خدایی بابا بودن شهامت می خواد ها</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
در مورد بعضی چیزا دستم به شوخی نمی ره &#8230; اما شعر جالبی بود .<br />
خدایی بابا بودن شهامت می خواد ها</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: آلوچه</title>
		<link>http://gijali.com/?p=39&#038;cpage=1#comment-195</link>
		<dc:creator>آلوچه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://gijali.com/?p=39#comment-195</guid>
		<description>سلام
در این دوره بابا شرم دارد از اینکه همیشه دستش خالی است.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
در این دوره بابا شرم دارد از اینکه همیشه دستش خالی است.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: reza</title>
		<link>http://gijali.com/?p=39&#038;cpage=1#comment-194</link>
		<dc:creator>reza</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://gijali.com/?p=39#comment-194</guid>
		<description>salam
ghashang bood mer30</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>salam<br />
ghashang bood mer30</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
