یه روز سگی | روزنوشت های طنز یک گیجعلی


یه روز سگی

امروز صبح  وقتی کار اداریم تموم شد و از ساختمون مربوط به اون اداره اومدم بیرون یه موتوری که یه زن و مرد جوون و یه بچه ۲ ساله راکبش بودند از خیابون اصلی اومد تو خیابونی کناری ،  واسه اینکه راحت تر بپیچه سرعت شو کم کرد تو همین حین دیدم زنه که رو ترک موتور نشسته بود از موتور پرید پایین و گفت مردم کمکم کنید شوهرم میخواد منو بکشه ، مرد موتور سوار بلافاصله ایستاد و همونطوری که بچه اش رو باک موتور نشسته بود موتورشو گذاشت رو جک و خیلی خونسرد از تو جیب شلوارش یه چاقو در اورد که هیبتش مثله چاقوهای گاو کشی بود و رفت به سمت زنش .

زن بیچاره نتونست از اونجایی که از موتور افتاده بود تکون بخوره فقط التماس میکرد که یکی نجاتش بده مرد به چشم بر هم زدنی رسید بالای سر زنش و زن هم از شدت ترس جیق میزد و سرشو نزدیک تر کرد به زمین و دستاشو مثله گارد بوکسور ها جمع کرد جلوی صورتش ، شوهره یه تابی به چاقوش داد و اونو مثله یخ خرد کن گرفت دستش چمباتمه نشست بالای سرش و هشت ، نه بار تا دسته فرو کرد تو جاهای مختلف بدن زنش بلافاصله صدای زن قطع شد و خون دور تا دورشو گرفت .

تموم آدمایی که اونجا بودند یه مرتبه با دیدن این صحنه که کلهم زیر یه دقیقه طول کشید خشکشون زده بود ، من انتظار یه دعوای زرگری زن و شوهری رو داشتم که نهایتاً با دو تا چک فیصله پیدا میکرد و ختم به خوشی میشد اما اون چیزی که میدیدم باور کردنی نبود .

مرد با همون خونسردی که چاقو رو فرو می کرد پاشد و رفت سمت موتورو بجه اش که فرار کنه این موقع بود که همه ریختند دورش میگفتند نذارید بره ، نذارید بره این وسط چند تا راننده کامیون هم با چماق به جمع اضافه شدند و دورش کردند بعد پلیس راهنمایی رانندگی سر رسید و بعد نیرو انتظامی و …

صبح تا حالا  التماسای اون زن بینوا تو اون چند ثانیه مونده به مرگش تو گوشمه – چقدر مظلوم مرد

چطور علاقه ها تبدیل به نفرتی میشه که میتونه چاقوی به اون بزرگی را چندین بار تو تن یه نفر فرو کنه ؟


نوشته شده توسط گیج علی در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۸۸
دسته بندی: اجتماعی
برچسب: ,


نظرات شما

  1. مهران

    از این نتیجه گیری آخر خوشم نیومد علاقه ای در کار نیست تو این قشر. اینا با بدبختی و تحقیر و دنیایی از بزرگترین مشکلات روانی بزرگ میشن آدمهایی هستن متعصب (که به نظر من یعنی آخر کم آوردن شخصیتی) اون بچه هم تو دنیای امروز چی بار میاد!!!!!

    پاسخ به این نظر

  2. بجه پرو

    فقط افسوس برای آیندگان
    خدا به داد نسل بعد برسه منظورم دهه ی ٨٠ به بعده

    پاسخ به این نظر

  3. noghrei

    سوال اینجاست شما چرا نرفتی جلو؟
    چرا مردم نرفتن کمکش؟
    نوشتن چه درد میخوره؟!

    پاسخ به این نظر

  4. مدیر عامل سیا

    اه چه قدر بزرگ بود چاقوش که نظرت جلب کرده
    ها ها ها ه اه اه اه ا

    پاسخ به این نظر

    گیج علی Reply:

    هندونه

    پاسخ به این نظر

  5. Behrooz Navaii

    والله همۀ دنیا مردم این قدر الاغ صفّت هستند. تو همین آمریکا، یک بار دیدم … توی یک محلّۀ فقرا، یکی به یک خانم متلک گفت، یکی دیگه عصبانی شد. این دو تا به جان هم افتادند و حسابی همدیگر را کتک زدند. دختره غش غش خندید و راهش رو کشید و رفت. خوشحال بود که سر احترام داشتن به اون دعوا میکنن. یک بار یک آقای سیاه رو دیدم که در خیابان اصلی شهر داشت زنش را کتک میزد. احساس وجدانی به من دست داد، خواستم برم کمک زنه ولی دو تا سیاه مسن تر و آدم تر جلوی من را گرفتند و گفتند که خودت را قاطی مشکل زن و شوهر نکن بد میبینی. بخوای نخوای آنها یک عمر میجنگند…. جای دیگر دیدم کسی رفت میان یک زن و مرد که دعوا میکنند دخالت کند، همان زن که بهش توهین میشد دست به دست مرد فحش خواهر مادر کشیدند به غریبه که هیچ به تو مربوط نیست. البته اگر زنی به ۹۱۱ زنگ بزند شکایت کند به حساب مرد خواهند رسید اما آدم پولدار باشه زنش را هم بکشد از زیر قانون در می رود. مثال آن او جی سیمسون بود که حسودیش میشد زن سابقش با کس دیگری میگردد. زن را (و مرد را هم مثل این که…) به قتل میرساند. تو دادگاه نتونستن محکومش کنند چون ایکس میلیون پول وکیل داشت. ولی بعداً که به خانۀ دیگری حمله کرده بود که کارت های معروفیت خودش را ضبط کند و زور به کار برد، این دفعه زندانی شد! ده ها دفعه دیده ام که درست موقعی که بزن بزن در کار هست، مردمی که صد در صد زورشان هم میرسد دخالت نمیکنند انگار میخواهند بفهمند کی زوردار تر هستش. اگر فرهنگ دنیا اینقدر خراب است، گور بابای تمدّن انسانیت.

    پاسخ به این نظر

ارسال نظر