تعطیلات مضاعف

فیتیله ه ه ه اینجا خیلی تعطیییییله


یادمه همیشه یک هفته قبل عید نوروز که میشد تابلوی تا اطلاع ثانوی تعطیل است و میزدیم سر در مدرسه بیخیال درس و مشق میشدیم تازه سیزده روز عید هم که تموم میشد دو سه روز بعد سیزده رو هم به بهونه های واهی شلوغ بودن جاده ها یا نبود بلیط برگشت از مسافرت تعطیل میکردیم خلاصه سر حساب که میشدیم میدیم ۲۰ روز به بهونه عید نوروز درس و زندگی رو ترک کردیم با همین فرهنگ رفتیم دانشگاه و با همین فرهنگ هم وارد بازار کار شدیم

خود من عاشق دیدن رنگ قرمز تو صفحه های تقویم رو میزیم هستم اما فقط وقتی میتونی بفهمی که تعطیلات وسط هفته یا تعطیلات طولانی مدت چه چیز مزخرفیه که در گیر یه کار مهم باشی و بخوای هر چه سریع تر اونو به نتیجه برسونی .

یکی دو سال پیش واسه به دست آوردن یک لقمه نون چرب حلال آواره بیابون شدم قرار بود که نقشه های چون ساخت( As built ) یه پروژه رو تهیه کنم و به نظارت مقیم و در نهایت به مشاور اون پروژه تحویل بدم .

سر ناظر اون پروژه یه مهندس پنجاه و هفت ، هشت ساله بود که بیش از حد دل مشنگ بود صبح تا شب چرت و پرت میگفت و میخندید طوری که اگه پا میداد به اونجای ننه اش هم میخندید از قضا این آقا با من همشهری بود و کلی تریپ همشهری دوستی با من بر داشته بود اما خیلی مرد رند بود چون بارها دیده بودم که سیاست کلی زندگیش یکی به نعل و یکی به میخ زدنه واسه همین رو قول و وعده وعیداش دو ریال حساب نمیکردم .

تو اون روزای سگی تموم فکر و ذکر من تموم کردن کارم و خلاص شدن از محیط کارگاه بود چون واقعاً امکانات رفاهی کارگاه کم بود تو همین روزایی که داشتم پر شتاب کارمو پیش میبردم خوردم به سه روز تعطیلی پشت سر همی و این واسه من که گرم کارم شده بودم و میخواستم زود از اون بیابون خلاص بشم فاجعه بود .

یه روز قبل سه روز تعطیلی قیافه آدمای فلک زده رو بخودم گرفتم رفتم تو دفتر سر ناظر پروژه و با یک لحن لین بهش گفتم میشه ازتون خواهش کنم که شما هم از یکی از زیر دستاتون خواهش کنید که این سه روز تعطیلی بیاند کارگاه تا من یک سری از کارهامو تحویل بدم اونم رومو زمین نگذاشت و فوری دو سه نفر از کارمنداش و که اتفاقا بومی همون محل بودند صدا زدو گفت کدومتون میتونید این سه روز تعطیلی رو بیاید کارگاه از شانس گند ما هر دو سه نفرشون عذر خواهی کردند و گفتند ما با خانواده از قبل واسه این سه روز تعطیلی برنامه ریزی کردیم و نمی تونیم بیایم .

همه تو این سه روز میخواستند برند تفریح منم واسه خالی نبودن عریضه گفتم اشکالی نداره مهندس منم تو این سه روز یکم کارهامو انجام میدم و رخت چرکامو میشورم تا آقایون از تفریح برگردند به محض اینکه این حرف و زدم دیدم سر ناظره خندید و گفت تو با این حرفت منو یاد یه چیزی انداختی و شروع کرد به بلغور کردن .

گفت : یه بار سه تا بچه از یه قشر مایه دار ، متوصط و فقیر نشسته بودند واسه هم درد و دل میکردند

اولی که مایه دار بوده میگه ما هر وقت دلمون میگیره و حوصله مون سر میره بابا یه سر میبرتمون فرانسه واسه تفریح تا دلمون وا بشه .

دومی که از قشر متوسط بودده میگه بابای ما هم هر از چند گاهی مارو واسه تفریح میبره شمال

سومی که فقیر بوده میگه ما هم هر وفت دلمون میگره و حوصلمون سر میره بابام یه گوز میده ما غش غش میخندیم و صفا میکنیم .

 


نوشته شده توسط گیج علی در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۳۸۷
دسته بندی: طنز
برچسب: , ,

????? ???

  1. گوزیدنای تکراری

    نتیجه گیری:
    تو گرفتار بی کاری نیستی… تبریک
    سال نو اومده… تبریک

    پاسخ به این نظر

  2. mohsen

    سلام

    چند روزه که آپ کردم ولی هیچ خبری از شما نیست
    خوب سر بزن دیگهههههه
    من اسم شما رو تو کامنت ها نمی بینم ناراحت میشم
    بای عزیز
    تا شما نظرتو نگی منم در مورد این پستت نمی گم

    پاسخ به این نظر

  3. آلوچه

    سلام
    تعطیلات ایران واقعا زیاده و بعضی وقتا آدم دیگه اعصابش خرد میشه . آخه وقتی آدم برای یه مدت طولانی بیکار باشه دچار افسردگی میشه. البته من با سیزده روز تعطیلی عید موافقم چون جز فرهنگ ایرانه ولی بعد و قبلش نه.

    پاسخ به این نظر

  4. علی

    خیلی با حال بود.دستت درد نکنه.

    پاسخ به این نظر

  5. شیخ عیسی ابوزید

    سلام علی چکش المیخ و محبوب الجگر السیخ
    گویند رندی در اجتماعی از خود صدایی خارج نمودندی و تمام جمع بر وی خندیدندی . وی گفت : اگر می دانستم اینقدر خوشحال می شوید می .. دم .
    ———————
    اینو واسش تعریف می کردی حالش گرفته شه ! ولی جناب مهندس با این روحیه مطمئنا” ایران ضعف اعصاب میگیری . یه تغییری بده در خودت .
    من خودم یه مدت تو یه تونل بودم که البته اونجا تعطیلی نداشت ولی در هفته ۳ روزشو پیچ می زدم الانم با افتخار اخراجم کردن !!! ولی شنیدم هنوز تونل به نصفم نرسیده چون همه مثله هم بودیم …

    پاسخ به این نظر

  6. خورشید زندگی

    ما از ۲۰ بهمن کلاس های دانشگاه شروع شده تا امروز که ۱۸ هست:
    بندر: دو جلسه مفید- یه جلسه معرفی دانشجویان به استاد!!!
    ترافیک: دو جلسه مفید- یه جلسه معرفی دانشجویان به استاد!!!
    ترابری: دوجلسه
    مهندسی سد: دو جلسه
    و …
    شهریه هم کلی می گیرند!

    پاسخ به این نظر

  7. ghajar

    هفته نامه باحالی داری حتما می خونم برام پیغام بذار بهت سوژه می دم .

    پاسخ به این نظر

????? ???