درخبرها خواندم که شرکت شرکت خودروسازی پورشه هم اعلام کرد که حضور خود در بازار ایران را متوقف خواهد کرد . در دم تنها چيزی که در مغزم خطور کرد اين بود : به test icle ام ( البته خطورات مغز من فرنگی نبود و متاسفانه فارسی دری وری بود) . پيش خودم گفتم خدا کند نان هفته ی ديگرگران نشود ، پژو از خر شيطان(استکبار جهانی(آمريکای جنايتکار)(عزيز)) پياده شود ، دلار گران نشود ، قيمت تخم مرغ از مرغ جلو نزند ، زمين گران نشود، بيکار نشوم گور بابای پورشه .
من از همين صندلی شکسته اعلام ميکنم که ای برادران پورشه ساز قطع همکاری شما با ايران خاطر بنده و جمعی کثيری از پرايد سواران و پژو سواران را مکدر نکرد چرا که خودروی پورشه پانامرا با قیمت ۵۸۰ میلیون تومانی شما گرانترین خودروی بازار ایران است و بادلار 1900 تومانی و تعرفه گمرکی تا دو برابر ، خريد پورشه و امثالهم حتی درفکر 95 درصد مردم ايران نمی گنجد .
بقول شاعر گفتنی:
یکی ميمرد ز درد بی نوایی یکی ميگفت ديگه پورشه نداریم !
همین دو سه هفته پیش بود ، هر کی به هر کی میرسید میپرسید خوشه چندی ؟ خلاصه small talk مردم شده بود همین یه جمله . حتی جک ساختن ملت واسش . چقدر انرژی مردم هدر رفت واسه همین خوشه بندی و خوشه چینی و خوشه پرسی آخرشم کشک - خوشه منتفی شد که البته من با ملغی شدن خوشه بندی مخالفم چون من با کل وزير وزرا من جمله حاج صادق محصولی تو یه خوشه افتاده بودیم که اين واسه من جای مباحات و افتخار داشت که اين افتخارو هم ازم گرفتند .
عزيزان من اگه پستای قبلی منو خونده باشید حتماً تا حالا فهمیدید که من چیز زیادی بارم نیست اما میخوام با همین سطح معلوماتم یه مثال واسه شما بزنم تا اقتصاد و کنش ها و واکنش های اقتصادی اين مملکت و بخوبی درک کنید.
یادمه چندین سال پیش که دبیرستان میرفتم بعد تعطیلات عید سوار تاکسی شدم اون روزا بنزین بصورت جزئی گرون میشد یکی از مسافرای تاکسی وقتی میخواست کرایه رو حساب از کرایه ای که راننده اعلام کرد شاکی شدو گفت مرد مومن بنزين 10 ...
یکی از دوستان بنده که بلا نسبت مهندس تشریف دارند چند سالی ست در جنوب مشغول بکار است ماحصل ریاضتی که در جنوب در اين چند سال کشيده چند ده ميليون تومانی پول و قيافه ای گرد غربت گرفته و بی خبری از کل دنياست اينبار که مرخصی آمده بود قصد خرید آپارتمانی در حد پس انداز خود داشت بخاطر همين موضوع چند روزی همراهیش کردم ، اين بنگاه به آن بنگاه ، هر چه بیشتر می گشتيم بیشتر نا اميد ميشديم .
از آن بابت که با پس اندازچند ساله (بلا نسبت) يک مهندس مملکت آنهم پس اندازکار در منطقه ایی با شرايط آب و هوایی خاص به خريد آپارتمان آمده بوديم و نتيجه نمي گرفتیم به زمين و زمان لعنت ميفرستاديم و وقتی از بنگاه دار ميشنيديم که " تازه ملک ارزان شده و گر نه اين ملک ... " معنی ارزان شدن مسکن را احساس و مشاهده می کرديم تا دسته .
القصه وقتی که از خريد آپارتمان مايوس شديم به دوست شفیقم گفتم حال که اينگونه از تامين خانه دنيوي ات مايوس شدی بجاست که در آبادانی خانه اخروی ات بکوشی گفت چگونه ؟ گفتم بیا تا تورم قدرت خریدت را بکل نابود نکرده تسبیحی شکیل ...
براي ديدن هفته نامه در اندازه واقعي بر روي آن كليك كنيد.