تعطیلات مضاعف
يادمه هميشه يك هفته قبل عيد نوروز كه ميشد تابلوي تا اطلاع ثانوي تعطيل است و ميزديم سر در مدرسه بيخيال درس و مشق ميشديم تازه سيزده روز عيد هم كه تموم ميشد دو سه روز بعد سيزده رو هم به بهونه هاي واهي شلوغ بودن جاده ها يا نبود بليط برگشت از مسافرت تعطيل ميكرديم خلاصه سر حساب كه ميشديم ميديم 20 روز به بهونه عيد نوروز درس و زندگي رو ترك كرديم با همين فرهنگ رفتيم دانشگاه و با همين فرهنگ هم وارد بازار كار شديم
خود من عاشق ديدن رنگ قرمز تو صفحه هاي تقويم رو ميزيم هستم اما فقط وقتي ميتوني بفهمي كه تعطيلات وسط هفته يا تعطيلات طولاني مدت چه چيز مزخرفيه كه در گير يه كار مهم باشي و بخواي هر چه سريع تر اونو به نتيجه برسوني .
يكي دو سال پيش واسه به دست آوردن يك لقمه نون چرب حلال آواره بيابون شدم قرار بود كه نقشه هاي چون ساخت( As built ) يه پروژه رو تهيه كنم و به نظارت مقيم و در نهايت به مشاور ...


