پول | روزنوشت های طنز یک گیجعلی


زندگی منشور کلفتی ست

به قول خدا بیامرز اوشین زندگی منشوریست در حرکت دوار زمان اما تو همین حرکات دوار زمان هیچ وقت نمی شه به صرف شنیدن تجربیات دیگران اونها رو بکار بست بعضی وقتا باید این منشور کلفت و تجربه کنی تا عبرت بگیری . امشب سری به ساختمان یکی ازرفقا زدم نظرمو راجب به دکوراسیونی پر زرق و برقی که واسه ورودی خونش درست کرده بود خواست منم حسابی ایراد گرفتم بهش تو همین حین بود که یه نفر سومی به جمع ما اضافه شد اما من همچنان به ایراد گرفتنام ادامه دادم آخرش هم گفتم میدونی این روزا هیچ کس عادت نداره نون حلال بخوره و همه تا پولو نجسش نکنن نمی خورنش - منظورم با نصاب و سازنده دکوراسیون خونه بود - حرفام که تموم شد یه نگاه کردم به رفیقم دیدم هاج و واج داره منو نگاه میکنه - همین جا بود که دوستم رو کرد به نفر سومی که به جمعمون اضافه شده و گفت البته ایشون زحمت خودشون و کشیدند و سعی کرد گندی که من بالا آوردم و لا پوشونی کنه تازه من فهمیدم که این چند دقیقه داشتم ...


رکود اقتصادی و مشکلات ناشی از آن

سوزن یکی از دوستانم همیشه روی پول گیر کرده و از هر 4 تا حرفی که میزنه 3 تاش بصورت مستقیم و چهارمی بصورت غیر مستقيم به پول و کسب در آمد مربوط میشه . خلاصه نفسش هم بوی پول میده . امروز دیدمش خیلی پکر بود دلیلشو ازش جویا شدم گفت که بازار کارش ترکیده و کاسبیش نمی چرخه و موعد چک هاش یکی پس از ديگری داره میرسه خلاصه اینکه دخل و خرجش با هم نمی خونه . منم بر اساس وجدان حساسی که دارم و وظیفه انسانی که هر از چند گاهی بر عهده میگیرم سعی کردم در جهت دلداریش یک خطابه عالی برم شروع کردم به توضیح دادن رکود اقتصادی موجود در آمريکا و بعد روکود اقتصادی دنیا که منتج میشه از رکود اقتصادی آمريکا و دلایل رکود اقتصادی در ایران و بکار بردن جملات امیدوار کننده که به زودی این روکود ها برطرف میشه و ... اما بعد کلی حرف زدن وقتی عرایضم تموم شد نگاش کردم دیدم مثله چهار پا که به نعل بندش نگاه میکنه داره منو نگاه میکنه و حرفای من هیچ تاثيری ...